السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
586
تفسير الميزان ( فارسي )
گرفتيد چه زمانى بود ؟ گفت : هر وقت زنى از اشراف زنا مىكرد رهايش مىكرديم و چون زنى از طبقه ضعيف جامعه ، زنا مىكرد حد سنگسار را بر او جارى مىساختيم و همين باعث شد كه زنا در ميان اشراف شايع شد ، اين وضع به همين صورت بود تا اينكه پسر عموى يكى از پادشاهان ما زنا كرد و ما سنگسارش نكرديم ، چيزى نگذشت مردى ديگر از طبقه پايين جامعه ، زنا كرد همين كه خواستيم سنگسارش كنيم گفت به هيچ وجه نمىگذارم سنگسارم كنيد مگر بعد از آنكه پسر عموى شاه را سنگسار كنيد ( و چون آبروى علماى يهود را در خطر ديديم ) جمع شديم و از پيش خود حدى براى زناى محصنه معين كرديم كه آسانتر از سنگسار باشد و در اشراف و غير اشراف يكسان اجرا گردد و آن تازيانه و داغ نهادن بود ، به اين نحو كه چهل ضربه شلاق بخورد و سپس صورتش را سياه كنند و مرد زنا كار را بر الاغى و زن زنا كار را بر الاغى ديگر سوار كنند آن هم به اين نحو كه روى آن دو به طرف دم الاغ باشد و بعد آن دو را در شهر بگردانند ، از آن به بعد حكم زناى محصنه به جاى رجم ، چنين شكنجه اى شد . يهوديان ابن صوريا را به ملامت گرفتند كه چه زود اسرار يهوديت را به او گفتى و تو براى حل اين مشكلى كه براى آن به تو مراجعه كرديم اهليت نداشتى و ليكن چون غايب بودى نخواستيم در پاسخ محمد - كه مىپرسيد : چنين مردى را در فدك مىشناسيد - از تو بد گويى كنيم ( و بگوئيم ما حكميت او را قبول نداريم ) ، ابن صوريا گفت : من براى اين اعتراف كردم كه او مرا به تورات سوگند داد و اگر اين نبود هرگز سر يهوديت را فاش نمىكردم و بالآخره رسول خدا ( ص ) دستور داد آن زن و مرد يهودى را در جلو در مسجدش سنگسار كردند و ابن صوريا عرضه داشت : من اولين عالم يهودى بودم كه امر تو را بعد از آنكه ديگران پنهانش كرده بودند هويدا ساختم ، خداى تعالى در اين مورد اين آيه را نازل كرد : « يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَيَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ » « 1 » ، ابن صوريا چون اين آيه را شنيد بر خاست و دو دست خود را ( به عنوان التماس ) بر دو زانوى رسول خدا ( ص ) گذاشت و سپس گفت : من در موقعيتى هستم كه به خدا و به تو پناه مىبرم ، آنچه را هم كه مامور شده اى چشمپوشى كنى بيان كن رسول خدا ( ص ) اعتنايى به او نكرد . سپس ابن صوريا از كيفيت خواب آن جناب پرسيد ، حضرت فرمود : ديدگانم به خواب
--> ( 1 ) هان اى اهل كتاب رسول ما بر شما فرستاده شد تا بسيارى از آن احكام را كه علماى شما پنهان كرده بودند ، برايتان بيان كند و از بسيارى از احكام ديگر چشمپوشى نمايد .